قهرمان ميرزا عين السلطنه
3579
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اما آنچه در روزنامهء تلگرافى بود صمصام السلطنه رئيس الوزراء با يك وزير ديگر به شوستر نوشتهاند ژاندارمها را بردارد . او جواب گفته من به حكم هيئت وزراء آنجا را ضبط كردهام و به حكم دو وزير نمىتوانم ژاندارم را بردارم . فعلا قشون روس در كشتى و خشكى معطل خسارت قشونكشى است . اگر زود داده شود رجعت و الّا پيش خواهند آمد . جماعت تجار ، علماء ، كسبه در دربار متحصن شده به اصرار مىگويند ناصر الملك از نيابت سلطنت استعفا نكند . سردار اسعد را هم جدا خواستهاند گويا براى نيابت سلطنت يا خود سلطنت باشد . اقبال نظام جاسوس محمد على شاه اقبال نظام نامى گروسى آنجا آمد . جوان زرنگ باهوشى به نظر آمد . او قدرى از شكست سالار الدوله حكايت كرد كه خودش در ميان سپاه بوده . مىگفت يپرم صد هزار تومان نوشته بانك به داود خان داد كه فرار كند . فرار او باعث شكست شد . از شكست سردار محيى خيلى گفت كه تمام اردوى آنها متحصن « آگند » در جز گشته يا فرارى شدند و از رشادتهاى سردار ارشد گفت و افسوس از قتل او . بعد گفت حالا دو سه سردار رشيد با علمى در اردوى محمد على شاه است . جويا شديم اسم آنها چيست كه ما نمىدانيم ، گفت يكى لياخوف يكى خوايف كه هردو استعفا داده و داخل اردوى محمد على شاه شدهاند . بعد از اين صحبتها خداحافظى كرده رفت . عدل الممالك گفت عصر بازديد شما مىآيم . گفت عذر مىخواهم تا دو ساعت ديگر به مشهد مقدس مىروم . او كه رفت عدل الممالك به گوش من گفت اين جاسوس محمد على شاه است و به مشهد نمىرود بلكه به استراباد مىرود . اين دو تلگراف هم كه خواند حوالهء پول بود و تا حال معطل همان بود و شما خوب نكرديد مذمت از سالار الدوله و محمد على شاه كرديد . گفتم من چه مىدانستم ، وانگهى من صدق گفتم از روى راستى . بىجا و بىجهت آمدند يك جماعتى را از هستى انداختند . نظر قنسول روس مراجعت به منزل كردم عصر قنسول ديدن يا بازديد آمد . رفعت السلطان ديگر فرار نكرد بلكه خيلى مايل بود قنسول را ملاقات كند . قونسل هم گفت قشون ما در انزلى رشت مقيم است تا قرار جريمه و خسارت داده شود . اگر خسارت نگيريم باز فردا شوستر يك توهينى مىكند و ما قشون مىآوريم و مفت مراجعت مىدهيم . اينكه